ممکن است اصطلاحاتی مانند "آسپرگر"، "اوتیسم کلاسیک" یا "اوتیسم سطح 1" دیده باشید و تعجب کنید که منظور از آنها چیست. زبان مربوط به انواع اختلالات اوتیسم به طور قابل توجهی تغییر کرده و میتواند گیجکننده باشد—به ویژه اگر شما در حال کاوش این موضوعات برای خود یا کسی که به او اهمیت میدهید هستید. اگر به دنبال یک نقطه شروع برای خودتأمل هستید، میتوانید کوییز آسپی را مشاهده کنید تا بیشتر درباره ویژگیهای مرتبط با اوتیسم بدانید. این راهنما تمام دستهبندیهای اصلی را از پنج نوع تاریخی تا سه سطح حمایتی کنونی DSM-5 به شما مرور میکند. تعریفهای واضح، مقایسه جنبی به جنب دستهبندیهای قدیمی و جدید و گامهای عملی بعدی برای درک طیف اوتیسم را خواهید گرفت.

اختلال طیف اوتیسم (ASD) یک شرایط نوروتوساختی است که بر روی نحوه ارتباط شخص، تعامل با دیگران و تجربه جهان تأثیر میگذارد. این یک شرایط منفرد با مجموعهای ثابت از علائم نیست. در عوض، این شامل طیف گستردهای از ویژگیها، قوتها و چالشها است.
کلمه "طیف" تنوع موجود در اوتیسم را منعکس میکند. دو نفر مبتلا به ASD میتوانند از نظر ظاهری با هم بسیار متفاوت باشند. یک نفر ممکن است به کمترین حمایت روزانه نیاز داشته باشد، در حالی که دیگری ممکن است برای تقریباً هر فعالیتی به کمک نیاز داشته باشد. به دلیل این دامنه گسترده، متخصصان از برچسبهای سختگیرانه دوری کرده و به درک مبتنی بر طیف روی آوردهاند.
به آن مثل یک چرخ رنگ فکر کنید به جای یک سایه واحد. ترکیب الگوهای ارتباطی اجتماعی، تجربیات حسی و ویژگیهای رفتاری شما یک نمونه منحصربهفرد ایجاد میکند.
علیرغم این تنوع، بیشتر افراد در طیف اوتیسم ویژگیهای اصلی مشترکی را به میزان متفاوتی تجربه میکنند:
این ویژگیها بر روی یک پیوست قرار دارند. بعضی ممکن است زیرکانه باشند و فقط در موقعیتهای خاص قابل تشخیص باشند. دیگران ممکن است آشکار باشند و عملکرد روزانه را به طرق قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.
قبل از سال 2013، پزشکان از پنج تشخیص جداگانه استفاده میکردند. درک این انواع از اختلالات طیف اوتیسم به شما کمک میکند تا از اسناد، تحقیقات و مکالمات قدیمیتر معنا بیرون بکشید. در حالی که این انواع اختلالات اوتیسم دیگر به عنوان تشخیصهای جداگانه استفاده نمیشوند، اصطلاحگذاری هنوز اغلب ظاهر میشود.
این معروفترین شکل بود. افرادی که با اختلال اوتیسمی تشخیص داده میشدند معمولاً چالشهای قابل توجهی در تعامل اجتماعی، ارتباط شفاهی و غیرشفاهی و رفتارهای تکراری نشان میدادند. علائم معمولاً قبل از سن سه سال ظاهر میشدند.
در چارچوب امروزی، بسیاری از افرادی که این تشخیص را دریافت میکردند اکنون زیر مجموعه ASD سطح 2 یا سطح 3 قرار میگیرند.
سندروم آسپرگر افرادی را توصیف میکرد که دارای هوش متوسط یا بالاتر از متوسط بودند، توسعه زبان معمولی داشتند اما با تعاملات اجتماعی دچار مشکل بودند. آنها اغلب علاقههای شدید و متمرکز داشتند و به روتینهای ساختاری گرایش داشتند.
به دلیل عدم تأخیر در زبان، آسپرگر گاهی اوقات «مختلط» یا «اوتیسم با عملکرد بالا» نامیده میشد. با این حال، چالشها واقعی بودند و میتوانستند به طور قابل توجهی بر روی روابط و زندگی روزمره تأثیر بگذارند.
PDD-NOS یک تشخیص «کل همه چیز» بود. این تشخیص به افرادی اعمال میشد که ویژگیهای مرتبط با اوتیسم نشان میدادند اما معیارهای کامل اختلال اوتیسمی یا آسپرگر را برآورده نمیکردند. علائم از فردی به فردی بسیار متفاوت بودند.
این تشخیص اغلب باعث سردرگمی میشد زیرا تعریف آن گسیختگان بود. در نتیجه، یکی از دلایل اصلی بازسازی دستهبندی اوتیسم توسط متخصصان بود.
اختلال تجزیهای کودکی (CDD) یک شرایط نادر و شدید بود. کودکان مبتلا به CDD به طور طبیعی حداقل دو سال رشد میکردند و سپس به سرعت از مهارتهای کسب شده قبلی خود—شامل زبان، تواناییهای اجتماعی و هماهنگی حرکتی—محروم میشدند.
CDD اکنون به عنوان بخشی از طیف گستردهتر اوتیسم تحت DSM-5 در نظر گرفته میشود. با این حال، الگوی مشخص ریزش آن هنوز به پزشکان کمک میکند تا آن را شناسایی کنند.
سندروم رت زمانی با انواع اختلالات اوتیسم گروهبندی میشد به دلیل علائم همپوشان در دوران کودکی، مانند از دست دادن مهارتهای دستی و عزلت اجتماعی. با این حال، این شرایط به دلیل جهش خاص ژنتیکی (ژن MECP2) ایجاد میشود.
به دلیل این علت ژنتیکی شناخته شده، سندروم رت دیگر به عنوان یک اختلال طیف اوتیسم طبقهبندی نمیشود. اکنون به عنوان یک شرایط عصبی جداگانه شناخته میشود.

در سال 2013، DSM-5 تمام 5 نوع تاریخی از اختلالات طیف اوتیسم را با یک تشخیص واحد جایگزین کرد: اختلال طیف اوتیسم. به جای دستهبندیهای جداگانه، DSM-5 از سه سطح حمایتی بر اساس میزان کمکی که یک فرد به آن نیاز دارد در زندگی روزمره استفاده میکند.
افراد در سطح 1 اغلب قادرند کارهای روزمره را مستقل مدیریت کنند. با این حال، ممکن است با شروع یا حفظ مکالمات، خواندن سرنخهای اجتماعی یا سازگاری با تغییرات غیرمنتظره مشکل داشته باشند. رفتارهای تکراری ممکن است در بعضی زمینهها عملکرد را مختل کنند.
سطح 1 تقریباً مطابق با آن است که قبلاً آسپرگر یا «اوتیسم با عملکرد بالا» نامیده میشد. با این حال، چالشها در این سطح همچنان معنیدار هستند و میتوانند بر روی روابط، کار و سلامت تأثیر بگذارند.
در سطح 2، مشکلات اجتماعی حتی با حمایت در جای خود آشکارتر میشوند. ممکن است ارتباط شفاهی محدود باشد و رفتارهای تکراری یا محدود بطور مکرر رخ دهند. تغییر در روتین میتواند اضطراب قابل توجهی ایجاد کند.
افراد مبتلا به اوتیسم سطح 2 اغلب از محیطهای ساختاری، برنامههای منظم و حمایت اختصاصی در مدرسه یا محل کار بهره میبرند.
سطح 3 بیشترین نیاز به حمایت را در طیف اوتیسم نشان میدهد. افراد در این سطح چالشهای شدیدی در هر دو حوزه ارتباط شفاهی و غیرشفاهی دارند. ممکن است تعاملات اجتماعی بسیار کمی آغاز کنند و به کمترین میزان به دیگران پاسخ دهند.
انعطافپذیری بسیار دشوار است و رفتارهای محدود یا تکراری به طور قابل توجهی عملکرد روزمره را مختل میکنند. حمایت تمام وقت اغلب ضروری است.
سطوح حمایت را توصیف میکنند—نه ارزش یا پتانسیل یک فرد. در اینجا یک خلاصه عملی وجود دارد:
| سطح | حمایت مورد نیاز | ارتباط اجتماعی | عملکرد روزمره |
|---|---|---|---|
| سطح 1 | متوسط | مشکل در سرنخهای اجتماعی؛ میتواند مستقل ارتباط برقرار کند | به طور کلی مستقل با برخی چالشها |
| سطح 2 | قابل توجه | مهارتهای شفاهی محدود؛ مشکلات اجتماعی آشکار | نیاز به حمایت ساختاری در بیشتر محیطها |
| سطح 3 | بسیار قابل توجه | کمبودهای شدید در ارتباط شفاهی و غیرشفاهی | نیاز به حمایت پیوسته و پرحجم |
این سطوح برچسبهای دائمی نیستند. نیاز به حمایت یک فرد میتواند بسته به محیط، توسعه مهارتها و منابع در دسترس تغییر کند.

یکی از پرمحبوبترین سوالات درباره انواع اختلالات اوتیسم این است که چگونه دستهبندیهای قدیمی با چارچوب جدید مرتبط هستند. در اینجا یک نقشه واضح برای کاهش سردرگمی وجود دارد.
| تشخیص قبلی | معادل تقریبی DSM-5 |
|---|---|
| سندروم آسپرگر | ASD سطح 1 (نیاز به حمایت) |
| PDD-NOS | ASD سطح 1 یا 2 (بسته به فرد) |
| اختلال اوتیسمی (کلاسیک) | ASD سطح 2 یا 3 |
| اختلال تجزیهای کودکی | معمولاً ASD سطح 3 |
| سندروم رت | دیگر به عنوان ASD طبقهبندی نمیشود |
به خاطر داشته باشید که این نقشهبرداریها تقریبی هستند. هر نمونه فرد منحصربهفرد است و سطوح DSM-5 به طور خاص بر نیاز به حمایت تمرکز میکنند به جای برچسبهای دستهبندی.
تغییر مهم است زیرا دستهبندیهای سختگیرانه اغلب افراد را در جعبههایی قرار میدادند که تجربه آنها با آنها مطابقت نداشت. به عنوان مثال، کسی که با برچسب «با عملکرد بالا» نشانگذاری شده بود ممکن است همچنان با کارهای روزمره دچار مشکل باشد که دیگران از آنها بهرهمند میشوند.
با تمرکز بر طیف با سطوح حمایتی، سیستم کنونی:
برای شما، این بدان معناست که یک برچسب کمتر از درک الگوهای، نیازها و قوتهای خود اهمیت دارد.
آسپرگر با انتشار DSM-5 در سال 2013 به اختلال طیف اوتیسم ادغام شد. قبل از آن، این یک تشخیص مستقل بود که عمدتاً به افرادی داده میشد که توسعه زبان معمولی و توانایی شناختی متوسط یا بالاتر از متوسط داشتند اما با مشکلات قابل توجهی در اجتماعی دست و پنجه نرم میکردند.
دلایل تغییر عبارتند از:
بسیاری از افرادی که قبل از 2013 با آسپرگر تشخیص داده میشدند همچنان از این اصطلاح به عنوان بخشی از هویت خود استفاده میکنند. هیچ اشکالی در این کار وجود ندارد. برچسب اکنون زیر مجموعه نوع 1 ASD (سطح 1) در تنظیمات بالینی قرار میگیرد، اما هویت شخصی و برچسبهای بالینی میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
یادگیری درباره انواع اختلالات اوتیسم گام ارزشمندی است. با این حال، خواندن درباره دستهبندیها و سطوح فقط میتواند شما را تا حدی پیش ببرد. در نقطهای، ممکن است بخواهید آنچه را که آموختهاید به تجربیات خودتان مرتبط کنید.
خودتأمل درباره برچسبگذاری خود نیست. در عوض، درباره سازماندهی افکار و توجه به الگوها است. ممکن است از خود بپرسید:
این سوالات تشخیصی نیستند. آنها نقاط شروعی برای تأمل صادقانه هستند.
ابزار خودتأمل، مانند آنچه در AspieQuiz.org در دسترس است، میتواند به شما کمک کند مشاهداتتان را سازماندهی کنید. سوالات ساختاریافتهای را ارائه میدهد که به شما کمک میکند درباره الگوها در رفتار، تجربیات حسی و تعاملات اجتماعی فکر کنید.
آن میتواند انجام دهد:
آن نمیتواند انجام دهد:
این ابزار تنها برای خودتأمل آموزشی طراحی شده است. این یک ابزار تشخیصی نیست و جایگزین ارزیابی حرفهای نمیشود.
چشمانداز انواع اختلالات اوتیسم تغییر کرده است، اما پیام اصلی تغییر نکرده است: اوتیسم طیف است و تجربه هر فرد متفاوت است.
در اینجا نکات کلیدی این راهنما قرار دارند:
اگر هر یک از این توصیفات با شما همخوانی داشت، گام بعدی را در نظر بگیرید. میتوانید به عنوان نقطه شروعی برای درک خود، کوییز آسپی را آنلاین امتحان کنید یا با یک متخصص سلامت که در ارزیابی طیف اوتیسم تخصص دارد صحبت کنید.
اوتیسم یک اختلال نوروتوساختی است. این شرایط بر روی ارتباط اجتماعی، تعامل و رفتار در سراسر طیف گستردهای تأثیر میگذارد. DSM-5 آن را به عنوان اختلال طیف اوتیسم (ASD) طبقهبندی میکند و میپذیرد که ویژگیها و نیاز به حمایت از فردی به فردی بسیار متفاوت است.
تاریخیاً پنج نوع از اختلالات طیف اوتیسم وجود داشت: اختلال اوتیسمی، سندروم آسپرگر، PDD-NOS، اختلال تجزیهای کودکی و سندروم رت. از سال 2013، اینها در یک تشخیص یکپارچه—اختلال طیف اوتیسم—با سه سطح حمایتی جایگزین شدهاند.
خیر، ADHD و اوتیسم دو شرایط نوروتوساختی جداگانه هستند. با این حال، اغلب همزمان رخ میدهند. برخی ویژگیها همپوشانی دارند—مانند مشکل در توجه یا تعاملات اجتماعی—که به همین دلیل گاهی اوقات گیجکننده هستند. ارزیابی حرفهای میتواند کمک کند آنها را از هم متمایز کند.
بله. بسیاری از بزرگسالان، به ویژه کسانی که در طول زمان راهبردهای مقابله توسعه دادهاند، ممکن است متوجه نشوند تجربیات آنها با ویژگیهای طیف اوتیسم تطبیق دارد. این به ویژه در میان زنان و افرادی که به طور اجتماعی برای پنهان کردن تفاوتهای خود تعلیم دیدهاند متداول است.
این اصطلاحات غیررسمی هستند، نه تشخیصهای رسمی. «با عملکرد بالا» عموماً به افرادی با نیاز به حمایت سطح 1 اشاره دارد، در حالی که «با عملکرد پایین» ممکن است افراد سطح 3 را توصیف کند. با این حال، بسیاری از مدافعان از این برچسبها دوری میکنند زیرا آنها پیچیدگی واقعی چالشها و قوتهای یک فرد را سادهسازی میکنند.
اگر ویژگیهای مرتبط با اوتیسم بر روی زندگی روزمره، روابط، کار یا سلامت عاطفی شما تأثیر میگذارد، صحبت با یک متخصص مؤهل میتواند وضوح و حمایت سفارشی ارائه دهد. یک ارزیابی رسمی درباره دریافت یک برچسب نیست—درباره درک بهتر خود و دسترسی به منابعی که میتوانند کمک کنند است.